واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
481
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
يارى طلبيدند . و نصر برادر خود اسمعيل را به نزد ايشان فرستاد . اسمعيل وارد كرمينه شد و شخص عبد اللّه به پيشواز او آمد و بنا به گفتهء مورخ اين واقعه خاطر وى را دربارهء آينده آرام و اميدوار ساخت و : « دل وى قوى شد دانست كه ابو عبد اللّه هرچه كند اهل شهر آن را باطل نتوانند كردن » . محتملا اسمعيل به وساطت ابو عبد اللّه پيمانى با امير حسين بن محمد الخوارجى كه در آن ايام بخارا را به تصرف درآورده بود منعقد كرد . از اين لقب برمىآيد كه وى يكى از پيشوايان خوارج و شايد هم يكى از همراهان يعقوب بوده است . قرار بر اين شد كه اسمعيل امير بخارا و حسين معاون او باشد . و همهء لشكر بدين سوگند خوردند . در نخستين جمعهء ماه رمضان ( 261 هجرى / 25 ژوئن 874 ميلادى ) در بخارا خطبه به نام نصر بن احمد - به جاى نام يعقوب بن ليث - خوانده شد و چند روز پس از آن « 1 » اسمعيل وارد بخارا گرديد . و بىدرنگ نقض قول كرد و فرمود تا حسين را در زندان كنند و فرمانرواى مطلق شهر گشت . وضع و موقع اسمعيل بسيار دشوار بود . و مىبايست در آن واحد عليه عدم اعتماد برادر خويش نصر و برضد تحريكات حسين بن طاهر و با دستجات راهزن مركب از برزگران فقير و عليه اعيان نافرمان بخارا مبارزه كند . اسمعيل از ميان همهء اين دشواريها پيروز درآمد . وى در مبارزه با راهزنانى كه در حدود چهار هزار نفر بوده در محلى بين باركد و راميثن به دزدى اشتغال داشتند از يارى زمينداران و بزرگان كه نفعشان پيش از همهچيز استقرار نظم و آرامش بوده بهرهمند بوده است . اسمعيل پس از حصول اين منظور متنفذترين افراد اشراف
--> ( 1 ) - طبق گفتهء نرشخى ( چاپ شفر ، 78 ) روز دوشنبه 12 رمضان ، ولى اين روز پنجشنبه بوده [ نه دوشنبه ] .